X
تبلیغات
بخشایش

 

شب بود؛ اما حسنک به خانه نیامده بود، حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن میکند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهایش ژل می‌زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست، چون او به موهای خود گلد می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند چون او با پطروس چت می کرد.

پطروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می‌کرد. روزی پطرس دید که سد سوراخ شده است اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی‌دانست که سد تا چند لحظه دیگر می‌شکند و ازاین رو در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم ختم او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.

ریز علی دید کوه ریزش کرده است اما حوصله نداشت. ریز علی سردش بود و دلش نمی‌خواست لباسش را در آورد. او چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد تمام مسافران و کبری مردند اما ریزعلی بدون توجه به خانه بازگشت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود .

الان چند سالی بود که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلاً حوصله مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمانان را سیرکند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. آخرین باری که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو هم گله ای ندارد.

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد و به این دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ دیگر وجود ندارد.
+ نوشته شده در  ۲۵/۱۱/۱۳۸۹ساعت ۱۵:۵۰  توسط حجت کامور بخشایش |  نظر(7)
 
صفحه نخست
صفحه نخست

پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟
بی تو مردم، مردم

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
چوپان دروغگو
جام جهانی 2014
پیرمرد و بطری نوشابه
انتخابات شورای شهر بخشایش(سال 92)
نوستالژیا (3)
آرشیو موضوعی
جاذبه های بخشایش
خاطرات بخشایش
عمومی
نوستالژی
آرشیو
۱۳۹۲ آذر
۱۳۹۲ آبان
۱۳۹۲ مهر
۱۳۹۲ شهریور
۱۳۹۲ مرداد
۱۳۹۲ تیر
۱۳۹۲ خرداد
۱۳۹۲ اردیبهشت
۱۳۹۲ فروردین
۱۳۹۱ اسفند
۱۳۹۱ بهمن
۱۳۹۱ دی
۱۳۹۱ آذر
۱۳۹۱ آبان
۱۳۹۱ مهر
۱۳۹۱ شهریور
۱۳۹۱ مرداد
۱۳۹۱ تیر
۱۳۹۱ خرداد
۱۳۹۱ اردیبهشت
۱۳۹۱ فروردین
۱۳۹۰ اسفند
۱۳۹۰ بهمن
۱۳۹۰ دی
۱۳۹۰ آذر
۱۳۹۰ آبان
۱۳۹۰ مهر
۱۳۹۰ شهریور
۱۳۹۰ مرداد
۱۳۹۰ تیر
۱۳۹۰ خرداد
۱۳۹۰ اردیبهشت
۱۳۹۰ فروردین
۱۳۸۹ اسفند
۱۳۸۹ بهمن
۱۳۸۹ دی
۱۳۸۹ آذر
۱۳۸۹ آبان
۱۳۸۹ مهر
۱۳۸۹ شهریور
۱۳۸۹ مرداد
برچسب‌ها
بخشایش، داستان کوتاه، چوپان دروغگو، تصمیم کبری، پت و مت، یوگی و دوستان، رابین هود، دختر کبریت فروش، ای کیوسان، دهقان فداکار، ...
بخشایش، جاذبه های بخشایش، شورگولی، تصویر ماهواره ای تالاب شورگولی
بخشایش، داستان کوتاه، پدر شیطان
زلزله آذربایجان، سکوت صدا و سیما در زلزله آذربایجان، بخشایش
بخشایش، فرشته، مرد، پدر
بخشایش، بابا لنگ دراز، جودی ابوت
بخشایش، اشک زن، قطره گرانبها، اشک گرانبها، قیمت دلار
بخشایش، عکس آدامس سین سین، نوستالژی، دوران کودکی، فوتبالیستها
بخشایش، انتخابات شورای شهر بخشایش
بخشایش، داستان کوتاه
نویسندگان
حجت کامور بخشایش
پیوندها
سالهای دور از خانه
ورزش ایران و جهان
جهنمی
نتایج زنده فوتبال جهان
کسب درآمد اینترنتی
یاهو
گوگل
قیمت لحظه ای طلا و ارز
اخبار بخشایش
تبادل لینک خودکار و افزایش آمار بازدید سایت و وبلاگ
طراحی سایت
طراحی سایت فروشگاهی
آخرین اخبار ایران و جهان
فروشگاه ساز تلگرامی
پیوندها
1 |
 

 RSS

POWERED BY
JAVANBLOG.IR